غار تنهایی من....

فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى...

غار تنهایی من....

فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى...

روزانه...

جمعه, ۱۳ شهریور ۱۳۹۴، ۰۸:۳۵ ب.ظ

1. باز دوباره امشب آزمایشگاه خالی از سکنه بود و همه بچه ها رفته بودند دَدَر و دودور...

ما هم که حسّــــــــــاس شده روحیمون شدید!!


2. اوه اوه! جالب ترین خاطره ی مهمونی دیشب رو یادم رفته بگم! دیشب وقت برگشتن از مهمونی مذکور، من و یه دختری که تو مهمونی بود و چشم بادومی بود هم مسیر بودیم! داشتیم حرف میزدیم. گفت: "من یه مدت لندن زندگی میکردم. اونجا با یه دختر مسلمون پاکستانی آشنا شدم. اون دختر من رو یه بار به شیشا مهمون کرده!" منم گفتم: "شیشا دیگه چیه؟" هی میگفت: "از همونا که دو تاش امشب گوشه ی رستوران بود!" 

منم هی نمیفهمیدم. آخرش عکسش رو از گوگل آورد و فهمیدم که آن دختر محترم پاکستانی ایشون رو به قلیون دعوت کرده و اینم خوشحال خوشحال رفته کشیده! میگه: "بوهای مختلفی داشت. من بوی توت فرنگی رو کشیدم!!!"  

بهش گفتم: "عزیزم! قلیون جز فرهنگ مسلمونا نیست! فرهنگ مردم اون کشوره! نری این ور  و اون ور باز این خاطره رو تعریف کنی!"

ایشون هم کلی متعجب که من فک میکردم شما چون مسلمونین همتون شیشا میکشید!!!!!

آخرش هم گفت: "تو چون تو یه کشور مسلمون به دنیا اومدی، پذیرفتن برات راحته! اما من هر چی بهش فکر میکنم، دین برام خیلی پیچیده است و نمیتونم تصمیمی بگیرم!!"


و در آخر، خدایا، خدای عزیزم، خدایی که بارها و بارها با چشم های خیس سرم را انداختم پایین و گفتم نمیفهمم،

نمیفهمم که لحظه های گیج و گنگِ زندگی مرا واقعا تو داری مدیریت میکنی؟

آیا واقعا پشتِ این بَل بَشو، برای من برنامه ویژه ای داری؟

حالا، کسانی که راجع به تو کنجکاوند و سر در گم، دور تا دورِ مرا پر کرده اند و من قلبم و دستم خالیست...........

وای بر من  و این درماندگیِ عظیم....



  • بانو ...

نظرات  (۱)

بچه پررو بوده :)

من اگه جای تو بودم می گفتم مگه همه آمریکایی ها کابوی و هفت تیرکش هستند که ما همه مون قلیون بکشیم؟!

کی گفته مسلمونا پذیرفتن براشون راحته!;) نمونه اش خود تو. همه ش مشغول کشتی گرفتن با عقایدی :))

:)
الی جونم معلومه که تمام لحظه های زندگی ما رو خدا مدیریت می کنه

اصلا یک لحظه به خدا فکر کن! به نظرت ممکنه به بنده اش بی توجه باشه و براش مهم نباشه که چی برای اون بنده پیش میاد 
پاسخ:
چینی بود و دختر خوبی بود. در حقیقت اصلا قصدی نداشت و فک میکرد قلیون خیلی هم چیز مفید و خوبیه.
در مورد پذیرفتن و اینا هم، اونا که نمیدونن خیلی از به ظاهر مسلمونا خودشون هم تکلیفشون معلوم نیست. فک میکنن ما از صمیم دل به همه چیز ایمان داریم و هیچ سوالی برامون پیش نمیاد.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">