غار تنهایی من....

فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى...

غار تنهایی من....

فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى...

شبانه

پنجشنبه, ۱۲ شهریور ۱۳۹۴، ۰۸:۵۸ ب.ظ
1. امشب را در یک رستوران عربی و جمع چند انسان از چند کشور بودم که نیمی مسلمان بودند و نیمی نه،
آهنگ عربی پخش میشد و یک استاد دانشگاه که اصالتا اهل سوریه است برایمان از اسلام حرف میزد،
چه قدر جمع صمیمی و راحتی بود،
به آرزویم هم رسیدم و برای اولین بار لپ یک بچه چشم بادامی را کشیدم،

2. هم اتاقی جدیدم آمد، چه قدر شروع های خوب خوبند و ارامش بخش...

3. پژمرده و بی امید و تنها...


  • بانو ...

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">