غار تنهایی من....

فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى...

غار تنهایی من....

فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى...

من کجام؟

يكشنبه, ۸ شهریور ۱۳۹۴، ۰۵:۴۳ ب.ظ
قیمه سیب زمینی و زیره پلو پخته ام، منی که همیشه از زیره بدم میآمده. 
در پلوپز را که برداشتم، بوی زیره مشامم را پر کرد...
وای خدای من، یاد مادربزرگم افتادم، انگار که همین الان بچه باشم و توی خانه اش نشسته باشم...
این روزها خیلی به مرگ فکر میکنم و خیلی دلم برای دو مادربزرگم و دختر خاله جان عزیزم تنگ شده...
اما باز هم فکر مردن سخت است برای آدمی که برنامه ریزیش برای این دنیا، محکم تر از برنامه ریزیش برای آن دنیاست...
برای آدمی که تا حالا هیچ برگشته از آن دنیایی را ندیده تا بداند که واقعا آن ور چه خبر است؟
نکند هیچ خبری نباشد...
نکند آن داستان صادق هدایت راست باشد...
  • بانو ...

نظرات  (۱)

بیشتر اشخاص بدون اینکه مقصد معینی را دنبال نمایند، زندگی می کنند و مثل پر کاهی که در روی آب حرکت کند، عمر خود را به آخر می رسانند؛ به جلو نمی روند، جریان آب آنها را می برد.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">