من کجام؟
يكشنبه, ۸ شهریور ۱۳۹۴، ۰۵:۴۳ ب.ظ
قیمه سیب زمینی و زیره پلو پخته ام، منی که همیشه از زیره بدم میآمده.
در پلوپز را که برداشتم، بوی زیره مشامم را پر کرد...
وای خدای من، یاد مادربزرگم افتادم، انگار که همین الان بچه باشم و توی خانه اش نشسته باشم...
این روزها خیلی به مرگ فکر میکنم و خیلی دلم برای دو مادربزرگم و دختر خاله جان عزیزم تنگ شده...
اما باز هم فکر مردن سخت است برای آدمی که برنامه ریزیش برای این دنیا، محکم تر از برنامه ریزیش برای آن دنیاست...
برای آدمی که تا حالا هیچ برگشته از آن دنیایی را ندیده تا بداند که واقعا آن ور چه خبر است؟
نکند هیچ خبری نباشد...
نکند آن داستان صادق هدایت راست باشد...
- ۹۴/۰۶/۰۸
