غار تنهایی من....

فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى...

غار تنهایی من....

فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى...

شب زیبا

پنجشنبه, ۸ مرداد ۱۳۹۴، ۰۳:۱۱ ب.ظ
از دستم در رفت که دیشب چن بار از خواب پریدم،
اول خواب دیدم که یکی با یه طناب از در اتاقم اومد تو و داشت منو خفه میکرد، از خواب پریدم و رفتم پشت درو چک کردم و دیدم خبری نیست.
بعد خواب دیدم که دو تا مانتوی خوشگل خریده ام و داشتم دنبال کیف پولم میگشتم که حساب کنم که از خواب پریدم و انگار توی واقعیت مانتوها را از دستم گرفته باشند...
بعد از شدت گرما از خواب پریدم و رفتم پنکه را روشن کردم.
بعد یک هو یادم امد از ساعت 11 که برگشته ام خانه, هیچ صدایی از اتاق هم خانه ی محترم و شوهرش نیامده و ترسیدم نکند اتفاقی افتاده برایشان. در همین افکار بودم که هم خانه جان پرده هال را زد کنار و با نور موبایل ساعت 4 صبح دنبال چیزی از روی میز میگشت. احتمالا گرسنه بودند جفتشان...
بعد داشت خوابم میبرد که با شنیدن اواز مارمولک توی هال از خواب پریدم و قلبم امد توی دهنم.
  • بانو ...

نظرات  (۳)

:) تا کی اونجا می مونی؟ کی بهت اتاق میدن؟
پاسخ:
15 روز دیگه باید برم انشالله.
15 روز دیگر به سمت تجربه ای جدید، خدا پشت و پناهت باشه :)
پاسخ:
ممنونم الی، میدونم که بازم راه سختی در پیش دارم...
آواز مارمولک چطوریه؟
پاسخ:
یه مارمولک تو هالمون هست که شبا و صبا اواز میخونه. از خودش صدا در میاره.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">